تربیت اقتصادی درسندتحول
مسئولیت آموزش و پرورش در تربیت اقتصادی دانش آموزان
سند تحول بنیادین آموزش وپرورش
براساس این سند، نظام تعلیم وتربیت باید پرورش یافتگانی تربیت کند که با درک مفاهیم اقتصادی
در چارچوب ومعیار اسلامی از طریق کار، فناوری،انضباطدر فعالیت های انتقادی مالی، رعایت وجدان وعدالـتمشارکت کند. وبدین منظور ازمنظر سند تحول بنیادین در ابتدای بحث در مورد ضرورت «تربیت اقتصادی» به طورکلی موردبررسی قرارمی گیرد. زندگی پیچیده امروز اقتضا می کندکه
حتی کودک پیش دبستانی، در سال تحصیلش برای زندگی موفق نیازمند این است که بداند.
کارکردن با ارزش است؛ وامری است لذت بخش ومقدس وثمره کار آن درآمد است. باید گفت درآمد به« زبان پول» خلاصه کند .دسترنج بچه های ابتدایی به تربیت اقتصادی هر نسل، در سالهای بعدی
پایانی دبستان و دوره ابتدایی پایه ریزی شود تا در سال های پیاپی کارآمدی مؤثر در این حیطه منتهی شود.کودک وخردسال باید بفهمد تولید چیست؟ چگونه این روند شود؟ کار چیست و ثمره ان به تولیدمی انجامدچیست؟ مصرف، پول و. .. چیست؟ این عنوان ابزاری برای زندگی چه نقشی ایفا می کنند.
معتقدم تربیت اقتصادی یعنی آماده کردن نسل برای مواجهه موفق بازندگی اجتماعی.
می تواند یک تعریف باشد.نکته چالشی این است که علی رغم اینکه به لحاظ ارزشی واعتقادی ومذهبی، مفاهیم اقتصادی می دانم؛ ولی برای آن اولویت زمانی قائل نیستم.را با اهمیت می دانم.چرا؟مفاهیمی که در تربیت اقتصادی اعتقادی ما مهم هستند، چون انفاق، صدقه، خمس وزکات و. .. مفاهیم اقتصادی که از لحاظ زمانی دارای اولویت اعتقادی ومذهبی هستند. وتا زمانیکه کودک ارزش پول را درک نکرده است؛ توانیم مفاهیم اعتقادی وارزشی را به آن آموزش دهیم. درحقیقت این که پدر ومادرمیوه برایش خریده است؛ کودک اول باید بداند، میوهاش درک کند و چگونه به دست آمده است ؟وبا تجربیات کودکانه
خود درک کند.ونه توضیحات پدر ومادر خود. بفهمد. تأکید می کنم در مرحله بعد
کودک زمانی که ارزش پول وکالا رادرک کرد،
تواند مفاهیمی چون صدقه دادن را یاد بگیرد وآموزش ببیند. نخست دبستان در تربیت اقتصادی باید مفاهیم اقتصادی را به کودک آموزش دهیم که در همه جای دنیا آموزش می دهند وبعد از این مرحله ازیادگیری باید به مفاهیم ارزشیواعتقادی چون صدقه، زکات وخمس بپردازیم. ودر مقاطع بعدی
آموزش بگوییم، بانک داری اسلامی یعنی چه؟ و چرا ربا حرام است؟ معتقدم که ردپای تربیت اقتصادی
در سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش ضعیف است.
در راهکارهای سند تحول بنیادین آمده است که دانش آموز هرکجا که از تحصیل جدا شد باید بتواند به تأمین معاش حلال بپردازد.
در مبحث راهبردهای کلان دیده می شود. اگر در این مبحث قرار داده شده پس قرارنیست عملی شود.
در این زمینه تبدیل به راهکار نشده است. لذا من معتقدم سندتحول بنیادین ضعیف است و برروی آن بحث دارم.
براساس چه استدلالی شما سند تحول بنیادین آموزش و پرورش را در زمینه تربیت اقتصادی دارای کاستی می دانید ؟
ریشه این موضوع را در مباحث فرهنگی وتاریخی باید جستجو کرد. به عنوان
محققی که نزدیک به سه دهه در آموزش و پرروش کار تحقیقاتی می کنم.کتاب درسی را در جلوی خودم قرار می دهم وردپای ارزش کار، تولید، درآمد و پول بررسی می کنم؛ بینم. به زبان ساده چرا
درحد مطلوب نمی توانیمما در کتاب درسی با ساختار«بابا آب داد» کارکنیم. معتقدم قبل از اینکه کودک به لحاظ بسترهای فرهنگی، تربیتی وتاریخی برای «بابا، آب داد» آماده باشد. قبل
از آن مدرسه برای «بابا آب داد» مستعد باشد. باید گفت نظام اقتصادی مدرسه هم متکی بر «بابا آب داد» است.پرسدیم که چرا فلان کار صورت نمی گیرد؟زمانیکه مدیر مدرسه می گوید: ازاداره آموزش و پرورش تسیهیلات لازم نگرفته است ؟ در اختیار من قرار نداده است. به زبان ساده یعنی؛ «بابا هنوز آبنداده است». باید گفت؛ ساختار مدرسه ما مبتنی منطبق «بابا آب داد» است پس از آن معلم هم به دانش آموزاینگونه محیط را راحت تر یاد می دهد.
به نظر شما آیا «تربیت اقتصادی» از خانواده شروع می شود تا به مدرسه ختم شود؟
به هر حال محقق، دانشی را که در اثر تحقیق به دست آورده است
را باید در اختیار افراد بگذارد تا عملیاتی شود.
باید مقالات را بخوانید وببینید که به چه مباحثی رسیده اند..
دارای عمق زیادی است.
درحقیقت عنوان شد که صورت مسئله گونه است
باید بگویم بااین روند بحث تاریخی- سیاسی شود.معتقدیم ریشه بسیاری از مشکلات
ما « نفت « است.
در موضوع«نفت» هرجایی خودش دنبال سهمی از نفت است
طور مثال مدرسه، استان، منطقه، آموزش و پرورش و... برای خودش دنبال سهمی ازنفت است.
بینید؟یعنی ریشه مشکلات آموزش و پرورش را در نفت می بینیم
ریشه فرهنگی عمیقی وجود دارد. بانک اقتصادی کشور، نفت است و نفت ما را به سمتی
هدایت کرده است که ما نرفته ببینیم که گنج درون ما که همانا«استعداد» است؛ چیست؟
درحقیقت وقتی که برای گنج های این کشور آنقدر، دلمان نمی سوزد که برای پالایشگاه می سوزد.
کشوری که نفت ندارد، گنج درون خودش را دیده وسرمایه گذاری می کند.
درآموزش وپرورش آیا تحقق تربیت اقتصادی دور از ذهن نیست ؟معتقدم بیش از آنکه بگوییم برای تربیت اقتصادی چه کاری باید انجام دهیم؛ باید این سئوال را ازخود بپرسیم؛
که چرا بایدکار تربیت اقتصادی بکنیم؟
با استمرار وضعیت موجود نباید، برای تربیت اقتصادی کار کنیم؛ مگر اینکه بخواهیم روال موجود را عوض کنیم. اگر ساختار مدرسه براساس «بابا نان داد وآب داد» است، معلم برای
یادگیری ویاددهی مبتنی بر کار وتلاش وکوشش آماده نیست. چون ساختار وذهنیت اواین است.
ومدیر مدرسه هم برای یادگیری ویاددهی آمادگی ندارد.
یعنی در شرایطی که شما مدرسه را یک موسسه صرفاً فرهنگی
کنید بگویید مدرسه می دانید؛ و به وجهی یک «بنگاه اقتصادی» هم هست است.
این موضوع که به فرهنگ کشورمان ربط کند. مثلا وقتی از ناشری بپرسیم که درآمد در این زمینه چگونه است ؟ عنوان کند من کار فرهنگی انجام می دهم .وبه اقتصاد کاری ندارم .
برای اینکه تربیت اقتصادی را در بین آموزان بتوانیم آموزش دهیم؛ بایدبتوانیم قبل از آن این موضوع را نهادینه کنیم که مدرسه علاوه بر اینکه یک مؤسسه فرهنگی است یک بنگاه اقتصادی هم هست که درازای تدریس معلم، از مدرسه دستمزد دریافت می کند.معلم پویاتر وکاراتر باشد، دستمزد بالاتردریافت خواهدکرد وبالعکس پایین .همه مدرسه را صرفاً مؤسسه فرهنگی می کنند،حقوق یکسانی .
این موضوع انگیزه معلم را برای تدریس از بین می برد.طور رقابت از بین می رود.
آموزش و پرورش در کشور یک بنگاه بزرگ اقتصادی تعریف شود که هم وظایف خود را عادلانه وکامل انجام دهد .نیازها و منافع اقتصادی در حال حاضر اگر بخواهیم نسلی داشته باشیم که مبتنی بر آموزش محفوظات نباشد و دارای برنامه های عملی باشد؛ به بودجه نیازمندیم. زمانی که دولت بودجه ای کمتر از مقدار لازم را برای آموزش و پرورش در نظر بگیرد، مدرسه هم عملکرد کمتری
خواهد داشت. در قوانین کشور ما قوانین حمایت کننده مقتدری از آموزش و پرورش کشور کمتر داریم؛ یعنی دولت کمتر بودجه به آموزش و پرورش می دهد.ودرمجلس قوانین ضعیف تراعمال شد.
اگر شما دستگاه تعلیم و تربیت در آموزش و پرورش را یک بنگاه
بزرگ اقتصادی نگاه نکنید؛ قوانین بزرگ و پویایی برای آن تدوین نکنید.
منابع مالی کافی به این دستگاه نمی دهید.؛ آموزش و پرورش رو به تحلیل و کاستی می رود.
لازمه تحقق سند تحول بنیادین آموزش و را چه دانید؟برنامه درسی ملی با وجه تربیت اقتصادی در دو
سطح، سطحی مشترک تربیت اقتصادی که در همه جای دنیا نوشته شده است و در سطع بعدی سطح ارزشی چون ربا، خمس، صدقه، زکات و... را تدوین می کنید و بعد از آن به سمت کتاب درسی وآموزش طراحی می روید و همه این موارد در چارچوب برنامه درسی معلم و... می توانداتفاق بیافتد. اما من معتقدم این بخشی کوچکی از مسئله است. شما باید محیط تعلیم و تربیت را براساس نیازهای
تربیت اقتصادی بازسازی کنید. یعنی بافت مدرسه و آموزش و پرورش همسو با تربیت اقتصادی باشد.
به زبان دیگر تا شما «اقتصاد تربیتی» نداشته باشید «تربیت اقتصادی نمی توانید داشته باشید.
زمانیکه شما برنامه درسی براساس تربیت اقتصادی تدوین
کنید؛ نتیجه آن توأم با موفقیت نیست مگر آنکه اقتصاد تربیتی را همزمان به کار بگیرید.
سبک زندگی مدیر ومعلم وطراز اداره مدرسه که با مشارکت اولیا وکارکنان است را هم دیده باشد.درحقیقت وقتی به تربیت اقتصادی آموزش داده می شود. برنامه ریزی آن در بافت مدرسه تحقق یافته باشداثرات مثبتی ازاقدامات اجتماعی است. که به آن اشاره شد.
معتقدم در ابتدا باید قوانین را تغییر دهیم وقوانینی بر آموزش وپرورش حاکم باشد که اقتضائات اقتصاد تربیتی را در بر بگیرد.مجلس شورای اسلامی باید مصوبات قانونی برای آموزش و پرورش مستقل داشته باشد.ودر نهایت این قوانین منابع کافی برای آموزش و پرورش باید
تامین کند. در حقیقت آموزش وپرورش را مستقل کنید وبودجه کافی در اختیار آن قرار دهید وبعد در قوانین مسئولیت بالایی برای آن منظور کنید و از آن بخواهید.در نتیجه این مدرسه و آموزش و پرورش در بافتش اقتضای تربیت اقتصادی پیدا کند تا اقتصاد کشور تحول پیدا کند. و وقتی این روش شکل بگیرد؛ کودک با تربیت اقتصادی آشنا می شود.و یک فهم اقتصادی ومتناسب با دنیای کودکی پیدا می کند.
خلاصه ای ازمطالبی که:
در گفتگو با دکتر علی اصغرکاکوجویباری صاحب نظر آموزش و پرورش مطرح شده بود.
باسپاس ازاستادارجمند:جناب آقای فاضلی
همکاران :1-جلیل محمودی 2- علی سلطانی 3-سلطانرضامدیر 4-سیدمهدی خاتمی.